افزونه پارسی دیت را نصب کنید Tuesday, 18 June , 2024
1

راز خانه وحشت کلاردشت.

  • کد خبر : 234078
راز خانه وحشت کلاردشت.

ساختمان متروکه بر فراز تپه ای در روستای کلمه در کلاردشت، معماری عجیب و وحشتناکی وجود دارد. هیچ در و پنجره ای در این خانه شبیه به هم نیست و دیوارها عادی نیستند. همه چیز در ماهیتابه شماست و همه چیز برخلاف عرف است. وجود یک سوراخ بزرگ در طبقه همکف و یک قفس آهنی […]

ساختمان متروکه بر فراز تپه ای در روستای کلمه در کلاردشت، معماری عجیب و وحشتناکی وجود دارد. هیچ در و پنجره ای در این خانه شبیه به هم نیست و دیوارها عادی نیستند. همه چیز در ماهیتابه شماست و همه چیز برخلاف عرف است. وجود یک سوراخ بزرگ در طبقه همکف و یک قفس آهنی در طبقه اول خانه نیز عامل آتش سوزی است. برخی می گویند که جن ها این خانه را یک شبه ساخته اند و گنج های خود را زیر آن پنهان کرده اند. برخی می گویند موجودات خیالی و اجنه عاشق این خانه شدند و به همین دلیل صاحب خانه را آنقدر اذیت کردند که فرار را ترجیح داد. به طور خلاصه، مردم محلی و غیر محلی داستان های عجیبی درباره این ساختمان متروکه خاص گفته یا شنیده اند. هر از چند گاهی تصویری از این ساختمان در فضای مجازی دست به دست می شود و از شما می خواهد که ترسناک ترین خانه ایران را بشناسید، این خانه یک شبه ساخته شده است و تیترهایی از این دست. البته این سوالات پای گردشگران را به این خانه باز کرده است و بسیاری از آن ها هنگام عبور از کلاردشت در استان مازندران به دیدن این بنای عجیب از نزدیک می آیند تا حس کنجکاوی خود را برآورده کنند. برای آشنایی با ساخت این خانه و معماری آن به دنبال طراح و صاحب این خانه رفتیم. پس از بررسی های فراوان متوجه شدیم که وی خانه را به تازگی به یکی از ساکنان کلاردشت تحویل داده است و هیچ کدام از این داستان های خیالی درباره این بنا صحت ندارد. از اهالی روستای کلمه نیز وضعیت فعلی این خانه را جویا شدیم.

انبار فرغون را تبدیل به اتاق اجنه کردند!

یکی از اهالی روستای کلمه در مورد وضعیت فعلی ساختمانی که قرار بود یک اثر هنری باشد اظهار نظر می کند و همه شایعات پیرامون آن را تکذیب می کند. منصوری رئیس شورای روستای کلمه است و می گوید که به دلیل ظاهر عجیب این بنا، همه درباره آن داستان ساخته اند. مطالب جالبی در مورد ساخت این خانه و قفس آهنی معروف به اتاق شکنجه می گوید.

یک ساختمان متروک می تواند به خانه ترس تبدیل شود!

برخی از مردم محلی فکر می کردند که ارواح در ساختمان متروکه در کولم زندگی می کنند. به همین دلیل به این خانه «جن کولی» یا در گویش محلی خانه ارواح می گفتند. توضیح منصوری درباره این خانه را می شنوید: «این خانه هیچ وقت خانه ارواح نبوده است». صاحب این خانه قرار بود این مکان را بسازد و از آن استفاده کند اما چون خارج از بافت مسکونی بود جهاد کشاورزی در کار او دخالت می کرد. یکی از اداره ها کارگرانش را بست و بیل و گاوآهن هایشان را برد. به همین دلیل مجبور شد ساخت خانه را متوقف کند و برود. یک اتاق آهنی ساخته بود تا فرغون و بیل و وسایلشان را نبرند. همه این وسایل را آنجا می گذاشتم و در را می بستم. حالا برای همان اتاق آهنی، قصه اجنه و شکنجه گاه درست کرده اند و همه قصه ساخته اند. صاحب خانه ماه ها درگیر ساخت آن بود اما حالا می گویند این خانه یک شبه ساخته شده است. همه اینها مزخرف است و برخی آن را تشویق می کنند. راستش ما هیچ وقت نمی دانستیم چه کسی این داستان ها را برای این خانه ساخته است. اخیراً سقف خانه در حال ریزش بود که یکی از اهالی روستا آن را تعمیر کرد تا باران آسیبی به آن وارد نشود. طبق پیگیری هایی که داشتیم و به گفته یکی از اهالی روستا این خانه در حال حاضر توسط مالک جدید در حال تعمیر و بازسازی است و احتمال دارد تبدیل به خانه ترس شود.

می خواستم ساختمان به شکل فردی باشد که کلاهی بر سر دارد.

گفتگو با طراح و صاحب اول ساختمان عجیب کلاردشت که در جوانی این خانه را طراحی کرده و از خلق داستان برای این خانه ناراحت است.

خانه ای که از آن صحبت می کنیم نکات زیادی دارد. به همین دلیل سعی می کنیم با کمک یکی از اهالی روستای کلمه صاحب این خانه عجیب را پیدا کنیم و سوالات خود را از او بپرسیم. آقای بهمن زاهدی 57 ساله، تحصیل کرده آلمان است، سال هاست در آمریکا زندگی می کند و ما به سختی توانستیم او را پیدا کنیم. به گفته خودش در جوانی نقشه این خانه را کشیده و با تمام چالش ها آن را درست همانطور که در عکس ها می بینیم ساخته است. اما به دلیل موانع زیاد برای اتمام کار، آن را نیمه کاره رها کرد. این شرکت می‌گوید در حال حاضر در حال تولید نرم‌افزاری در زمینه هوش مصنوعی است که در ماه‌های آینده در چندین دانشگاه آمریکایی آزمایش خواهد شد. کار این نرم افزارها آموزش و یادگیری را برای تمامی مقاطع تحصیلی و حتی در مناطق محروم و دورافتاده دنیا بدون نیاز به یادگیری زبان های مختلف تسهیل می کند.

21 سال پیش می خواستم یک اتاق غذاخوری بسازم، اما…

تاریخچه بنای نامتقارن در روستای کلمه به 21 سال پیش برمی گردد. از روزی که آقای زاهدی در سفر به کلاردشت و کلمه با پسر عمویش عاشق اقلیم و آن منطقه رویایی شد. به خصوص ابری که بر فراز کلاردشت آویزان بود. وی می گوید: در 19 سالگی از ایران مهاجرت کردم و در آلمان تحصیل کردم و پس از آن برای ادامه تحصیل به آلمان و برای کار به آمریکا رفتم و همیشه از دور و نزدیک درگیر امور ساختمانی دیگران بودم. و به آنها ایده هایی دادم که شاید در ابتدا مخالف بودند، اما بعد از اجرای آنها بسیار راضی بودند. ایده های من بیشتر حول طراحی داخلی می چرخید تا کل ساختمان. وقتی با پسر عمویم به کلاردشت رفتیم، کوه و ابرهای زیبای شهر مرا وسوسه کرد و به فکر خرید زمین در این منطقه افتاد و این بار کل خانه را با فکر خودم بسازم زمینی که خانه در آن قرار دارد حدود 450 متر بود و زیرزمین آن سه طبقه است. حدود 400 متر می خواستم یک ناهارخوری بزرگ با تراس بزرگ بسازم که کل کلاردشت جلوی آن باشد که جلوی آن که بالای پارکینگ ها بود نگذاشتند سقف بگذاریم و جلوی ما را گرفتند. 21 سال پیش این زمین را خریدم و با مشکلات فراوان، تهدید اهالی که اجازه کار ما را ندادند، هزاران سختی و تهدید خطرناک که کارگران ما را فراری داد و هزینه های زیاد، این خانه را برای شما ساختیم. “من دیدم و دو سال طول کشید. خیلی طول کشید.”

زلزله 8 ریشتری ساختمان را نمی لرزاند

بنای اسرارآمیز کلمه به دلیل معماری منحصربفرد و شکل غیرعادی دیوارهایش به عقیده بسیاری مرموز و ترسناک است. به خصوص که این بنای ناتمام سال هاست متروکه و رها شده است. زاهدی دلایل خود را برای انتخاب این معماری اینگونه بیان می کند: «بعد از ترک ایران در کشورهای مختلف زندگی کردم، نه به عنوان یک گردشگر، بلکه همیشه درگیر کار و زندگی بودم و به همین دلیل توانستم با انواع مختلف آشنا شوم. در جوانی از همه فرهنگ‌ها ثروت داشتم و این فرهنگ رنگارنگ باعث شد از یکنواختی، یکنواختی و روال ثابت در کارم دوری کنم، مثلاً خط شکسته را بیشتر از خط مستقیم دوست دارم یا شهری که در آن معماری خانه ها متفاوت است و هر خانه حرفی برای گفتن دارد.فکر می کنم این سلیقه من از دیدن و درک فرهنگ های مختلف در کشورهای مختلف ناشی می شود.شاید اینطور نباشد.به هر حال از بچگی علاقه زیادی داشتم در سبک های معماری و ساخت و ساز ساعت ها به ساختمان ها و ساختمان ها نگاه کردم اما بیشتر به برنامه نویسی کامپیوتر علاقه مند بودم و آن را برای تحصیل انتخاب کردم.این ساختمان با ستون هایی به قطر تقریبا یک متر ساخته شده است که حتی با یک متر هم تکان نمی خورد. زلزله 8 ریشتری.چون داخلش طوری ساخته شده که هیچ باری روی ستون خاصی وارد نمیشه.

مجبور شدیم پنجره ها را مثل پارچه ای برش دهیم!

هر کس ساختمان عجیب و غریب کولمه را ببیند تعجب می کند که چرا این شکل را دارد. چرا شبیه بقیه ساختمان ها نیست و بیشتر شبیه لوکیشن یک فیلم معمایی و ترسناک است. زاهدی درباره شکل کلی خانه، در و پنجره ها و چالش ساخت آنها می گوید: «زمین را از مردم محترم محلی خریدم و خودم با کمک یکی از خانواده هایی که به محل ساخت و ساز آمده بود، این خانه را ساختم. در مرحله ساخت بود و با ایده ها و نقشه های خودم برنامه هایم را اجرا کردم.شکل کلی ساختمان شبیه فردی است که کلاه تابستانی بر سر دارد.من این عکس را از کشاورزان شمال که زیر نور خورشید کشاورزی می کنند گرفتم و با هر کدام صادق هستم. و هر کدام.در و پنجره ها کاملاً منحصر به فرد هستند و هیچ دوتایی شبیه هم نیستند.ساخت در و پنجره های این ساختمان واقعاً مشکل داشت، زیرا مجبور بودیم هر کدام را مثل پارچه برش دهیم و بسازیم. و هر یک از آنها در محل ساخته شد و حتی یک قطعه از آن ساختمان پیش ساخته نبود.

می ترسیدم شایعات جمع شود.

شکل و شمایل این خانه با در و پنجره های ماهیتابه همان چیزی است که آن را خوراکی برای داستان های ترسناک در منطقه و حتی فضای مجازی کرده است. طراح و مالک سابق این ویلا نیز به شایعات علاقه زیادی دارد و به دلایلی که باعث شده پس از چندین سال این خانه را رها کند، می گوید: «اگر هیچ مانعی وجود نداشت، آن خانه را تمام می کردم، اما به دلیل تهدیدهای مکرر برای ما. در حال تخریب بودند و از ساخت و ساز جلوگیری به عمل آمد، بنابراین مجبور شدم این ویلا را تحویل دهم، باید بگویم که در مورد ویلای خود نیز حرف های مزخرف و دروغ زیادی شنیدم، بارها با افرادی که برای جلب توجه در شبکه های اجتماعی داستان می ساختند مخالفت کردم. و حرف هایشان گاهی آزاردهنده بود چون داستان های عجیبی می ساختند مثلا خانه شیطان یا خانه ارواح و … نگران بودم که شاید مردم کم کم این موضوع را بپذیرند و دیگر امکان پذیر نباشد. برای جمع آوری این شایعات و موارد دیگر. مسائلی که می توانند مشکل ساز شوند.”

آقای زاهدی از ایده های عجیب در ساخت و ساز دچار سردرد شده و با مروری بر افکار خود در مورد این بنای غیرعادی و آن منطقه می گوید: برای کل تپه از ابتدا تا روستای کلمه برنامه های بسیار جالب و گردشگری داشتم. که در کنارمان بود.چون وظایف کاری زیادی در خارج از ایران داشتم دیگر نمی توانستم کاری انجام دهم.متاسفانه آنقدر موانع قانونی وجود داشت که هر کاری کردیم اجازه ندادند کار را تمام کنیم و حتی راه پله را بسازیم. و پارکینگی که چند سال پیش راه اندازی کردیم.به همین دلیل بالاخره منصرف شدیم.با کارآفرینی و برنامه ریزی هایی که در سر داشتم توانستم آن را تبدیل به یک نقطه توریستی کنم تا حتی از اروپا برای دیدن آن بیایند. برای مردم عزیز آن منطقه باید شغل ایجاد شود و اقتصادشان بهتر شود، اما من در ایران رابطه ای نداشتم که بتوانم کارم را اجرا کنم، بالاخره بعد از یک عمر زندگی در خارج از ایران باید بگویم. که کشور ما مانند جواهری است که برای جذب گردشگر باید از آن مراقبت کرد.

لینک کوتاه : https://iran360news.com/?p=234078

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.